نوشته های تازه

متخصصان مرکز

چرا نیاز های انسان متنوع است ؟

نیازهای اساسی و احساسات(قسمت دوم )

حیواناتی، که مغز رگی دارند ،مثل وال ها ،خوک های دریایی و نخستی ها هم نیاز هایی شبیه، نیازهای ما دارند، ولی شناخت ما از آنها، به قدری نیست ،که در صدد مقایسه نیازهای آنها ،با نیازهای خودمان برآییم.

البته حدس می زنم بین ما، و آنها شباهت های زیادی باشد.

اگرچه نمی دانیم، این نیازهای مشابه چه هستند ،وهمانطور که خواهم گفت:

ممکن است ،هرگز هم ندانیم چه هستند، ولی این را می دانیم ،که از همان اولین تنفس دنبال ارضای آنها هستیم.

این که می توانیم ،پیش از آن که بدانیم چه کار می کنیم، یا چرا آن کار را میکنیم، نیازهای خود را ارضا کنیم، یکی از معجزات طبیعت است.

تکامل، ژنهایی در اختیار انسان ها و حیوانات، رده بالا گذاشته است تا بتوانند ،به کمک آنها احساس کنند.

به دلیل همین، توانایی هم هست که اولین چیزی که می فهمیم ،و بیش از هر چیزی می فهمیم، این است که چطور احساس میکنیم.

چون ما متنوع ترین و پیچیده ترین نیازها را …

در بین تمام موجودات داریم، احساسات ما نیز گسترده ترین، دامنه را دارند.

اما صرف نظر از میزان، پیچیدگی احساسات خوب و بد ما، وقتی احساس بسیار خوب یا بسیار بدی داریم ،اعمال خود را به یاد می سپاریم.

سپس براساس همین خاطرات، سعی میکنیم احساس خوبی ،داشته باشیم و تا حد امکان از احساس بد پرهیز کنیم.

پس انگیزه تمام رفتارهای ما ،این است که تا حد امکان و عمدتاً ،احساس خوبی داشته باشیم.

ولی همین طور ،که دوران طفولیت را به سوی کودکی، پشت سر می گذاریم و سپس، وارد دوران بزرگسالی می شویم، متوجه می شویم که داشتن احساس خوب به تدریج سخت تر می شود، چون روابطمان با مردم پیچیده تر می شود.

همه چیز برای آن طفل، در هواپیما ساده بود:

اگر درد داری جیغ بکش، و مادرت را وادار کن مشکلت را حل کند.

ولی ماجرا ،برای یک بچه دوازده ساله دشوارتر می شود:

درد را تحمل کن ،و سعی نکن از مادرت بخواهی کاری کند، که نمی خواهد بکند؛

اگر فریاد بکشم ،ممکن است رابطه ام با او خراب شود.

پس اگرچه سعی میکنیم، احساس خوبی داشته باشیم، و از درد و رنج حذرکنیم، ولی روابط ما با آدمهایی، که به آنها احتیاج داریم، نیز نقش مهمی در اعمالی که انتخاب میکنیم دارند.

ما برای برقرار کردن ،یک رابطه خوب

حاضریم ،درد و رنج را به جان بخریم، چون برای ما رابطه، مهم تر از درد و رنج است.

برای رسیدن به روابط خوب و تداوم، و اصلاح آنها گاهی اوقات، به کارهای ناخوشایند بلندمدتی تن می دهیم، چون معتقدیم، در نهایت احساس ما را بهتر کرده ،و ما را به آدمهای مورد نیازمان، نزدیک تر می کنند.

گاهی اوقات، حتی بدون فکر کردن به یک رابطه ،بهتر درد و رنج را به جان می خریم، تا شاید بعداً احساس بهتری ،پیدا کنیم یا رنج کمتری بکشیم.

به هر حال ،حتی وقتی شاد نیستیم ،هم ژنها توانایی احساس خوب در ما ،را به یک رابطه لذتبخش محدود نمی کنند.

در تشریح توضیحاتم ،باید بگویم کارهایی وجود دارند ،که می توانیم برای لذت بردن انجام بدهیم؛

کارهایی ،که فقط به خود ما بستگی، دارند.

اکثر آدم ها، در سالهای نخست زندگی خود، برای لذت بردن، استمنا می کنند. اگر چه هنگام استمنا ،ممکن است دیگران را وارد تخیلات خود کنیم، ولی لذت بردن ما، به آنها بستگی ندارد.

در ضمن، از ناراحت کردن دیگران ـ از جمله از تحقیر آنها ،که روش متداولی است که نیازمان، به قدرت را ارضا می کند، هم لذت خواهیم برد، هر چند نیاز ما به عشق و تعلق خاطر را ناکام می گذارد.

ما می توانیم، ژنهای مربوط به بقا را با رابطه جنسی عشق، یعنی:

صرف از بدن یک آدم، دیگر ارضا کنیم.

ما می توانیم ،مغز خود را با مواد مخدر فریب بدهیم ،و با مواد مخدر احساسی شبیه، احساس مان هنگام ارضای نیازها استفاده ،ایجاد کنیم.

جامعه به این دلیل، همچنان کار می کند که هیچ وقت، از جستجوی شادی دست نمی کشیم، و هرگز این طرز فکر را کنار نمی گذاریم ،که اگرچه کنار آمدن با مردم سخت است، ولی به مردم نیاز داریم.

ما در کنار، یکدیگر برای زنده ماندن، تلاش و تقلا می کنیم.

این کار آسان تر و مؤثرتر است، و معمولاً احساس بهتری، در ما ایجاد میکند، تا وقتی خودمان به تنهایی ،تلاش و تقلا کنیم.

البته برای رفع نیازمان به عشق ،و تعلق خاطر به دیگران، احتیاج داریم.

ما به تدریج کشف میکنیم ،که اگر بخشی از قدرت خود را برای کمک به دیگران، صرف کنیم احساس خوبی ،پیدا خواهیم کرد، و در این جریان ممکن است ،قدرت بیشتری به دست آوریم.

وقتی دنبال آزادی هستیم ،که امیدوار باشیم موقع بازگشت، یک نفر از ما استقبال کند.

ما یاد گرفتن از دیگران، و خوش گذراندن با آنان، را ترجیح می دهیم.

این شیوه ای آرمانی، برای ارضای نیازهای اساسی مان، یعنی:

نزدیک شدن، به یکدیگر و نزدیک ماندن به یکدیگر است.

آدم هایی که روابط نزدیکی، با دیگران ندارند تقریباً همیشه احساس تنهایی، و نارضایتی میکنند.

آنها مطمئن نیستند، که فردا احساس خوبی داشته باشند، چون فردا هم مثل امروز تنها هستند.

آنها برخلاف انسانهای شاد، بر لذت کوتاه مدت متمرکزند.

الکلی ،برای احساس مستی کوتاه، ناشی از مصرف الکل زندگی می کند؛

او به این فکر نمی کند، که ممکن است ماشین خود را ،به درخت بکوبد. آدمهای غیر شاد ،هنگام لذت جویی آنی کاملاً نامعقول می شوند.

هـر چـند احساسات ضمیمه، لذت بدون روابط ممکن است ،شبیه احساساتی باشد که هنگام لذت بردن، از روابط داریم ولی این احساسات ،با اعمال و کارهای دیگری پدید می آیند.

پس مراقب آدم هایی، که خوش هستند ولی دوستان نزدیک و صمیمی، ندارند باشید.

شاید بذله گو و خوش گذران باشند، ولی شوخ طبعی آنها، یکسره تحقیر و نفرت است.

اگر با چنین آدمی ازدواج کنید ،خیلی زود هدف شوخ طبعی خصمانه، او قرار خواهید گرفت، و ممکن است تا آخر عمر از ازدواج ،خود پشیمان باشید.

دنبال کسی باشید ،که دوستان خوبی دارد، با آنها خوب رفتار میکند، و دوست دارید دوستانی مثل دوستان، او داشته باشید.

آدمی که دوستان خوبی ندارد، راه و رسم عشـق ورزیدن را نمی داند.

با فرض اینکه ،در اکثر مواقع احساس خوبی داریم ،و نزدیکی خود را با دیگرانی که آنها ،نیز احساس خوبی دارند حفظ میکنیم، احساس ما با دقت بالایی خواهد گفت :

نیاز خود به عشق ،و تعلق خاطر (و سایر نیازهای مان) را ارضا خواهیم کرد. هرکس ،سطح ارضای نیاز خاص خود را دارد، این سطح ارضا به او می فهماند، که فلان نیاز وی ارضاء شده است ،و دیگر لازم نیست برای ارضای آن، تلاش کند.

 اگر یک روز صبح بیدار شوید ،و احساس بدبختی کنید، مطمئن باشید که یک یا چند مورد، از پنج نیاز اصلی شما برآورده نشده است.

برای مثال وقتی صبح در حالی که آنفولانزا گرفته اید، از خواب بیدار می شوید، دردتان به شما می گوید ،نیازتان به زنده ماندن و بقا ،از سوی یک عامل عفونی تهدید شده است.

وقتی صبح با احساس تنهایی، بیدار می شوید چون فرزندتان به دانشگاه رفته، نیازتان به عشق و تعلق خاطر، ارضا نشده است.

اگر امروز صبح عصبی از خواب، بیدار شده اید چون قرار است، خبر ترفیع گرفتن یا نگرفتن خود را بشنوید، عصبی بودن شما نوعی برخورد، با امکان از دست دادن قدرت است.

اگر ترفیع بگیرید، خوشحال می شوید؛

در غیر این صورت، حالتان بدتر می شود.

وقتی تصمیم گرفته اید، با خانواده خود به تعطیلات بروید، ولی متوجه می شوید سگتان گم شده است، عصبانی می شوید ،چون تا سگتان را پیدا نکنید ،حق ندارید به تعطیلات بروید.

وقتی می خواهید تنیس بازی کنید ،و تفریح کنید ولی باران می بارد، و ناراحت می شوید، دلیلش این است که نیازتان به تفریح ،رفع نشده است؛

سرخوردگی و ناراحتی شما ،چنین چیزی را نشان می دهد.

آشنا شدن شما، با این نیازها به شما می فهماند:
کدام نیازتان، برآورده نشده که احساس بدی دارید ،و کدام نیازتان ارضا شده ،که احساس خوبی دارید.

البته موارد همیشه ،به این راحتی نیستند ولی اگر کمی وقت صرف کنید، به همین نتیجه می رسید.

(از همراهی شما سپاسگزاریم)

 

 

 

(برگرفته از کتاب نظریه انتخاب )

برای دریافت مشاوره فردی

 به لینک زیر مراجعه کنید:

روان درمانی

برای مطالعه بیشتر :

بر روی عنوان های زیر کلیک کنید :

شخصیت ضداجتماعی

شخصیت بیکار

دستگاه خلاقیت

مجبورم همیشه از خواسته های دیگران تبعیت کنم

چرا همه را ازخودم دور میکنم؟

خواهش میکنم مرا تنها نگذار!

انتخاب رشته آگاهانه وهوشمندانه

پکیج و فرایند مشاوره انتخاب رشته کنکور

 مطالعه شرایط پزشکی تعهدی

مطالعه نکات مهم انتخاب رشته

شرایط-اختصاصی-دانشگاه-فرهنگیان

پکیج و فرایند مشاوره انتخاب رشته کنکور

جهت  دریافت وقت مشاوره تحصیلی

(برای انتخاب رشته درست، و اصولی زیر نظر کارشناسان مرکز فرح بخش )

به صفحه زیر مراجعه کنید: 

مشاور تحصیلی

دسترسی به پیج اینستاگرام مرکز

تهران، ضلع شمالی مترو صادقیه، خیابان ولیعصر، کوچه هفتم، پلاک ۲، ساختمان آریا، طبقه اول، واحد۳

nextpay_trust_logo

کلیه حقوق این سایت متعلق به
مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره فرح بخش
می باشد