نوشته های تازه

متخصصان مرکز

دانش اموز،نظریه انتخاب

تغییر دانش آمور،مبتنی بر نظریه انتخاب نیست!!

وقتی وارد مدرسه شواب شدیم، مدرسه تقریباً از کار افتاده بود.

تعداد کمی، از دانش آموزان با انضباط بودند، و تعداد کمتری، چیز یاد می گرفتند.

راهروها، پر از جیغ، داد و فریاد و هل دادن بود.

وقتی هر چهل و سه دقیقه، یک بار زنگ مدرسه می خورد، مثل این که قرار است، موسیقی راک اجرا شـود، هیچکس نمی توانست صندلی، پیدا کند.

معلمان شواب ،فقط به نظم و انضباط فکر میکردند، و بهترین روش آنها، هم بیرون کردن دانش آموزان ،از کلاس و تعلیق تحصیل بود.

ما به معلمان، این مدرسه نشان دادیم:

که مشکل، با نظم و انضباط حل نمی شود.

بلکه مشکل، با تعلیم و تربیت ملموس، کنار گذاشتن آموزش، رد نکردن، دلسوزی، بردباری ،و فرصت دادن مجدد برای شروع، حل می شود.

اگرچه در پایان آن سال، هنوز دانش آموزان به تعلیمات زیادی،احتیاج داشتند ولی، دیگر بی انضباطی ،مشکل مدرسه شواب نبود.

ما نظام ریاستی، تنبیه گرا را به نظام هدایتی، مبتنی بر نظریه انتخاب، و رضایت گرا تبدیل کردیم.

مدارس این کشور، سال هاست از آن دسته، از برنامه های انضباطی،که دانش آموزان را با تجربه ،زور منضبط می کنند، استفاده کرده اند.

این گونه، برنامه های انضباطی ،زمینه ساز بروز مشکلات می شوند.

من ،در دهه ۱۹۷۰ یک برنامه انضباطی، تحت عنوان برنامه انضباطی ده مـرحـله ای، مبتنی بر واقعیت درمانی ،طراحی کردم که متأسفانه ،هنوز هم  همان برنامه ،مورد استفاده قرار می گیرد.

ولی پس از تدوین، نظریه انتخاب متوجه شدم ،نافرمانی یا مقاومت کردن در برابر کاری ،که دوست نداریم انجام بدهیم، طبیعی و حتی معقول است.

برنامه های انضباطی ، حتی برنامه هایی، که با مهربانی اعمال ،زور میکنند هم کاری، به سیاست های بالقوه ای ،که مشکل واقعی می باشند،ندارند.

این برنامه ها، فقط به دانش آموزانی توجه دارند، که معلمان و تکالیف درسی در دنیای کیفی، آنها جا دارند.

هر چند، این دانش آموزان هـم نیازی، به چنین برنامه هایی ندارند.

آنها به قدری توجه، بردباری، و آموزش و پرورش مفید احتیاج دارند.

مربیان، و مسئولان مدارس، به این دلیل ،به برنامه های یادشده، اعتقاد دارند که در زمان، تحصیل خودشان، نیز همین برنامه ها روی آنها، اجرا شده است.

احتمالاً ،همین طور هم بوده است.

معلم و تکالیف درسی، در دنیای کیفی آنها جای خاصی، داشته است و دارد، و آنها به ندرت ،بی نظمی کرده اند.

ماجرای آنها ،شبیه ماجرای پدر و مادرهایی است، که در جلسات اولیا و مربیان مدارس، شرکت میکنند.

اگرچه حضور والدین، در این جلسات مغتنم است ،ولی آنها تنها کسانی نیستند ،که حضورشان در این جلسات، الزامی است؛

فرزندان، نیز همچون پدر و مادر، باید در این جلسات ،حضور یابند.

دو برنامه دیگری ،که علاوه بر برنامه ده مرحله ای من ،وجود دارند عبارتند از

برنامه انضباط توأم ،با ابراز وجود

(که در آن، قوه قهریه به صورت خالص، ولی خفیف استفاده می شود) و برنامه اعاده ،که مدعی پیروی از عقاید من،است.

ولی چون هر دو برنامه، روی دانش آموزان متمرکزند ،نه روی تغییر نظام، در واقع با مفاهیم مدرسه کیفی، که آنها را در کتاب مدرسه کیفی ،و معلم مدرسه کیفی شرح داده ام، مغایرت دارند.

هر برنامه ای ،که به جای تغییر نظام، بر تغییر دانش آموز متمرکز باشد، برنامه مبتنی بر نظریه انتخاب نیست.

کاری که در مدرسه شواب، شروع کردیم و در هانتینگتون، وودز پیاده کردیم، یک نوع ،تغییر کامل نظام است.

در نظام، مبتنی بر نظریه انتخاب، اگرچه برخوردهای انضباطی، وجود دارد ولی، ایـن بـرخـوردها مسئله اصلی، محسوب نمی شوند.

برخوردها، به صورت فردی صورت می گیرند ،و از رویکردهای برنامه ای ،در خصوص نظم و انضباط ،استفاده نمی شود.

در زور و تنبیه، نیز نکته ناخوشایندی، وجود ندارد…..

تهران، ضلع شمالی مترو صادقیه، خیابان ولیعصر، کوچه هفتم، پلاک ۲، ساختمان آریا، طبقه اول، واحد۳

nextpay_trust_logo

کلیه حقوق این سایت متعلق به
مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره فرح بخش
می باشد